ساز و موسيقي افغانستان از عمده ترين و مهمترين اساسات و پايه از فرهنگ و تمدن قديمي اين کشور محسوب ميشود و باشنده گان بومي اين سرزمين به ساز هاي محلي و فولکوريک بيشتر آشنايي و علاقمندي دارند. اما متاسفانه که در گذشت سه دهه تاريخ کشور ما هنر موسيقي و يا بايد گفت هر آن چيزيکه به هنر ربط داشت بالايش توجه صورت نگرفت و يا حتي از طرف دولت هاي زمان منع قرار داده شد.
مردمان کشور هاي خارج افغانستان را بعد از تحولات داخلي يک کشور پس مانده و عقب رفتي فرهنگي و تمدني ميدانند، اگر چه افغانستان زمان قديمي ترين مرکز تمدن و فرهنگ جهان بود و در آنسوي دنيا کشور هاي بود که در اسرات، استعمار و جاهلت فرهنگي به سر ميبردند.
هنر موسيقي در افغانستان پس از سقوط ريژيم طالبان دوباره متولد شد،اما اين پيدايش جديدش با خود ساز هاي از فرهنگ هاي غربي را بيشتر داشت. هنرمندان جوان و نو کار در هنر موسيقي افغانستان در اين فاميل پيوست خوردند و تحت چطر موسيقي افغانستان دست به کار شدند.
بعضي از اين جوانان به نوع موسيقي که بنام رپ ياد ميشود شروع کردند که از جمله موفقترين آنها ميتوان بيژن ظفرمل را نام برد. بايد ياد آور شويم که تنها آقاي ظفرمل يگانه شخص نبود که در رايج ساختن و آوردن رپ در موسيقي افغانستان گام را گذاشت، بلکه يکتعداد زياد از جوانان هستند که به اين کار هنري روي آوردند تا اينکه رپ در يک دهه آخر در افغانستان پس از زحمات بيشتر شناخته شده و مردم به آن آشنايي پيدا کردند.
اين رپرها بيشتر در موضوعات مختلف چون دوستي، صلح، اجتماعي، انتقادي، سياسي و همچنان حتي در اين آواخر براي رساندن و حل معضلات شخصي شان رپ هاي را سروده اند. آمدن رپ در موسيقي افغانستان نه تنها که به تنهايي خوانده شده بلکه پس از گذشت مدت زياد از هنرمندان پاپ (موسيقي معاصر) رپ هاي را در لابلاي آهنگ هايشان اضافه کردند. همچنان علاقمندان رپ در طبقه جوان افغان بيشتر ديدده ميشود در حاليکه از طرف ديگر کسان هم هستند که خوش بين اين نوع موسيقي نيستند و آنرا عمل غير فرهنگي و افغاني ميدانند.
کسانيکه به موسيقي رپ آغاز کردند، آنها اگر موفق بودند به اين کار شان ادامه بخشيدند و اگر موفقيت چندان نصيب شان نشد به اين هنر ادامه نبخشيدند. از جمله اولين کسانيکه پيشگام رپ در موسيقي افغانستان بود و آهنگ هاي رپ را براي افغانها معرفي کرد ميتوان عبدالعلي را هم نام برد.
عبدالعلي به گفته و ادعاي خودش اولين جوان افغان بود که رپ خواني را در سن 15 سالگي در کشور هالند آغاز کرد، وي به سن 5 سالگي افغانستان را مانند ديگر افغانها ترک گفت و به کشور ها غربي مهاجر شد و فعلاْ هم در کشور هالند زنده گي ميکند.
عبدالعلي زمانيکه به رپ خواني آغاز کرد متعلم مکتب بود و اشعار را براي رپ هايش خودش آماده ميساخت اگر چه از نعمت خواندن و نوشتن لسان مادري خود دور مانده بود و پس از گذشت مدت با همکاري يکي از دوستانش که اسميلتي نام داشت گرد هم آمدند و گروه رپ خواني بنام دي جوکرز را بنياد گذاشتند و آهنگ هاي زياد دوگانه ساختند و پس از مدت گروه دي جوکرز منحل شد.
هنوز دير نگذشته بود که عبدالعلي قدم بسوي زنده گي جواني گذاشت و مسووليت هاي جديد زنده گي، تقاضاي شرايط آنوقت او را از هنر رپ خواني براي مدت موقتي جدا ساخت و اين جدايي وي از دنياي رپ مدت چند سال طول کشيد.
پس از آنکه عبدالعلي از بار دوش مسووليت هاي و اولويت هاي زنده گي فرصت يافت توانست که دوباره به خوابش که رپ خواني و موسيقي بود ادامه بدهد. فعلاْ در اين روز ها عبدالعلي پس از چند سال به دنياي رپ برگشت کرده و به کارهاي هنريش آغاز کرده وي در اين آواخر دو رپ بنام اميدوار و نااميد و دختر مقبول افغاني را ساخت.
چند روز پيش عبدالعلي سفر داشت به کشور آلمان تا آهنگ ها و البوم جديديش را تهيه کند و از اين فرصت خوبي من هم استفاده کردم و خواستم که يک مصاحبه همراي شان اجرا کنم.